پر پرواز |

خوراک RSS

تا ریشه در آب است امید ثمری هست

دوشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۱

محراب مدرسه امامی اصفهان، من را تمام قد در آغوش میکشد. این بار بی حجاب. این است که بعد از شنیدن صدای اذان از راهنمای صوتی موزه نگاهم غرق در لاجوردی محراب، یادم میرود کجا ایستاده ام. صدای آب حوض و لهجه ی شیرین پیرمرد دوچرخه سوار و زن جوان در حال چانه زدن از بازار منتهی به چاه حَج میرزا، هفت ادویه و حنا میخرد. این لاجوردی برای من هم آن است. میتوانم ساعت ها همینجا بنشینم و خیالِ حضور در میدان نقش جهان را طواف کنم، در اصفهان. شهر گنبد های فیروزه ای، شهر زیبای من.


دیدن محراب مدرسه امامی اصفهان اما، اینجا در نیویورک، حس غریبی است. خیلی ها می آیند نگاه میکنند و خالق اثر را تحسین، خیلی از آنهایی که آگاهانه به بخش ایران بعد ازاسلام موزه سر میزنند و نه از روی گذر. آنهایی که ایران برایشان تنها سرخط خبرها نیست، ترکیبی از هنر و معماری هم هست.
از میان راهروهای طولانی که هر تابلو و هر اثر میتوانست ساعت ها مرا سرگرم کند، تنها یک بعداز ظهر باقی مانده بود تا آرزوی دیدن شیرازه ی از هم پاشیده و برگ برگ شده ی شاهنامه تهماسبی و محراب مدرسه امامی و فرش های نفیس صفوی را به گور نبرم.
در تمام این سفرها، از لندن تا نیویورک شیرازه ی هویت چندپاره ام را از دل این موزها جمع میکردم. هویتی که دیگر هیچ شباهتی به ۲ سال پیش ش ندارد. حتا به یک ماه پیش ش هم. مرتب در تغییر . که هم این تغییر های در دلِ هم پیچیده خود یک هویت جدید از من است. از منی که ایرانی تر از قبل است، بعد از دیدن واتیکان، من اصفهانی تر از اولین دیدارم از کلیسای وانک شدم. و همینطور وقتی تکه تکه های دیوار تخت جمشید و ستون هایش را در موزه ی بریتانیا دیدم، شیرازی تر از اولین دیدارم از تخت جمشید شدم و همین طور وقتی محراب مدرسه امامی را دیدم.
متروپولیتن بی شک یکی از دیدنی ترین موزه های جهان است. در شگفتم ازینکه چه طور میشود محرابی با این بزرگی را یک جا از یک کشور به کشوری دیگر منتقل کرد؟ بعد هم با افتخار آنرا در موزه گذاشت ؟ و بلیط فروخت و هیچ توضیحی هم نداد از اینکه چه شد که این محراب به این بزرگی از اصفهان به ینگه ی دنیا آورده شد !

 

 

 

 

 

 

 

 

۳ دیدگاه »

غارت از نوع مدرن !
گرچه آدم لا اقل دلش خوش است که این گنجینه ها آنجا از تخریب و دستبرد در امان اند شاید، تنها شاید روزی به دامان مام میهن باز گردند. روزی که از شر شیاطین در امان باشند

۲۵ مهر ۱۳۹۱ | ۱۱:۲۸ ب.ظ

خیلی وقت بود نخونده بودم اینجا رو. اومدم اغین پستای صفحه اولتو خوندم و چه قدر همه شون خوب بودن. موفق باشی مریم جون و ایرانی‌تر از همیشه;)

۱۱ بهمن ۱۳۹۱ | ۲:۳۳ ب.ظ
mojtaba:

گنجینه ها مسجد و محرابها نیستند
گنجینه خشت و آجر و طلا و نفت نیست
گنجینه میلیون ها ایرانی مهاجر و مغز فراری است که می توانند اندیشه کنند
گنجینه انسان فرهیخته است
و اما در مورد گنجینه های ماد یهم به نظر بهتر میاد جایی باشه که هم از خرابی در امان باشه و هم آدم ها و محققین علاقمند دنیا بتونن از نزدیک ببینن
آثار ایران اگر در ایران (با رتبه ی گردشگری نزدیک ۹۰) بود و در این شرایط سالانه چند نفر میتوانستند آنها را ببینند پس بهتر که در پاریس و لندن و نیویورک در معرض دید ایران دوستان و ایران پژوهان باشند

۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ | ۱:۵۹ ب.ظ
نوشتن دیدگاه


نُه + 7 =

طراحی شده توسط BPL و PRT. آماده شده برای وردپرس فارسی توسط پی‌سی دیزاین.