پر پرواز |

خوراک RSS

به شکرانه ی روز تو

یکشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۰

به شکرانه ی روز تو … این قشنگترین جمله ایِ که که تا به حال برای تبریک تولد دیدم. در یکی از عکس های خانوادگی روی کیکی که مامان برای تولد بابا تهیه کرده بوده، و امیر که دو سه سالی بیشتر نداشته با خنده ای  رو به دوربین نگاه میکنه و لحظه ثبت میشه، تولد پدر.

مریمِ تازه متولد شده در دست های مامانعکس های آلبوم کودکی رو نگاه میکنم و میبینم الان در ۲۶ سالگیِ من چه قدر جای یک عکس از دست های مادرم خالیست. دست های همیشه یار، همیشه مهربان، همیشه همراه. دست هایی که درست مثل همین عکس، من رو بالا برد، همیشه و همه جا. جای دست هات بین عکس ها خالیِ، درست از همون جایی که دیگه دوربین دیجیتال جای اون کَنون آنالوگِ ۳۵ ساله رو گرفت  و دیگه عکس ها رفتن توی کامپیوتر و از آلبوم خبری نبود. همیشه وقتی حرف از عکاسی میشه  بهم گلایه میکنه که چرا عکس ها رو چاپ نمیکنیم و من هم بهش یادآوری میکنم یه آلبوم توی کتابخونه ی من هست . بعد با لحنی دلتنگ میگه : آهان، آره میدونم. انگار که دلش میخواد بگه اون عکس ها کافی نیست برای بیان عمق احساسِ خاطراتی که از اون سال های زندگی در ذهنش مونده .

مادر عزیزم،  دوست دارم تولدت رو به خودم تبریک بگم … که اگر تو نبودی، دنیای من هم نبود. ای کاش بیشتر باهات بودم. که هرچه بزرگتر میشم و به دنیای زنانه نزدیکتر، بهتر میفهمم ات و بیشتر تمنای وجودت در کنارم بیقرارم میکنه، گرچه جاودانه است حضورت اما من همیشه دلتنگ وجودت.

یک دیدگاه »

نیلوفر:

چه خوشحالم که مامانت به دنیا اومد و تو رو به دنیا اورد :)
ایکاش همیشه عین عکس قشنگشون لبشون و لبت خندون باشه :)

۱۷ بهمن ۱۳۹۰ | ۱:۴۸ ق.ظ
نوشتن دیدگاه


نُه − 7 =

طراحی شده توسط BPL و PRT. آماده شده برای وردپرس فارسی توسط پی‌سی دیزاین.