پر پرواز |

خوراک RSS

زندگی شبانه

پنج شنبه ۲ دی ۱۳۸۹

زندگی شبانه ی من اینجا، پشت کامپیوتر شخصی ام آعاز میشود. روی این کلمه ی” شخصی” خیلی تاکید دارم. دلم میخواهد بارها با خودم بگویم : این کامپبوتر “شحصی” من است. میپرسی چرا ؟ جواب میدهم دلیلش کاملا ” شخصی” است. در همین حد بگویم که در این روزها که هیچ چیز برای خودت، خود ِ خودت نداری … این ” شخصی” بودن کامپیوتر حس انحصار طلبی ناکام مانده ام را ارضا میکند.

زندگی شبانه ی من هرشب، همینجا، پشت این کامپیوتر شخصی آغاز میشود. اینجا نه کافه ای هست، نه کِلاب ای . شبگرد صفحه های مجازی میشوم و از اینکه میتوانم خانه ی مجازی بقیه را ببینم و دلشان را بخوانم و در آن سرک بکشم بی آنکه به همدیگر معرفی شویم لذت میبرم. اینجوری میتوانم هرچقدر دلم خواست “مخالف” فکر کنم و بدون باقی گذاشتن اثری یا نشانی همه ی فکر هایم را بلند بلند برایش بنویسم و بعد نگران ناراحت شدن صاحب خانه هم نباشم .

شب میشود، مجازی به کافه میروم. مجازی مینوشم، مجازی مست میکنم و همین مستی را دستاویز میکنم برای گفتن حرف هایی که برای گفتنشان اتفاقا باید خیلی هم هوشیار باشم. در همین هوشیاری خودم را به مستی مجازی میزنم و همه ی حرف هایم را میزنم. نگاهم میکند و و چون فکر میکند مست ام حرف هایم را جدی نمیگیرد. خاموش میشوم. دیگر حالم از این مُجاز بودن های مَجازی  به هم میخورد. میخوابم، صبح میشود، میزنم بیرون و با دنیای غیرمجاز خواسته هایم کلنجار میروم. از ظهر لحظه شماری میکنم شب بشود و دوباره در آن کافه بشینم و مست کنم و چرند ببافم. مثل الان، که مینویسم،درست همینجا، درصفحه ی مجازی “شخصی” خودم، تنها جایی که غیرمجاز های مجازی امکان بودن می یابند.

به همین راحتی.

۲ دیدگاه »

سلام
خب تو کجایی الآن؟
دوستان دوست دارند چراغ سبز از هم خبر داشته باشن نه خاموش!
یکی رو امروز دیدم یه لحظه فکر کردم خودتی اومدی
دوباره برگشتم دیدم اشتباه دیدم
کاملا بغل کردنت را حس کردم
عین ذوق زدگیهای اون روزام، که اینجا بودی…
ولی تو نیستی

۱۳ اسفند ۱۳۸۹ | ۱۱:۴۰ ق.ظ
فرح:

اشک در چشمم حلقه میزند از انجا که در شبت سفر کردم

۲ فروردین ۱۳۹۰ | ۷:۴۵ ب.ظ
نوشتن دیدگاه


+ سه = 11

طراحی شده توسط BPL و PRT. آماده شده برای وردپرس فارسی توسط پی‌سی دیزاین.